X
تبلیغات
شیما مرد ...


شیما مرد ...

در پی دستهایی که عاشقی را چه ساده پس میزنند ...

 

 

در این شهر صدای پای مردمانی می آید که همچنان که تو را می بوسند طناب دار تو را می بافند . مردمانی که صادقانه دروغ میگویند و خالصانه به تو خیانت میکنند " در این شهر هرچه تنها تر باشی در امان تری "

 

 

 ز چشم من بپرس اوضاع گردون

که شب تا صبح اختر می شمارم

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 18:37 توسط ش ی م ا | |

 

 

دیر آمدی

تمام شده ام دیگر

بس که بلعیده ام اندوه نبودنت را

هنوز اما

همانند حاتم ام ...

می بخشمت ...

با آنکه هزار شب بی خوابی

طلب دارم از تو ....

 

 

منگنه : قله ای که چندبار فتح شد بی شک روزی تفریحگاه عمومی میشود . مراقب دلت باش !

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 14:57 توسط ش ی م ا | |

 

 

عبـــور میـــکـنم ؛
هـــــر روز از ؛
نیــمـــکــــت هـاے خـــ ــالے پارک ؛
طــورے که انــ ــگـار کـــــســے ؛
در نیمکت هــای "آخـــــر"انتظارم را مے کشـــــــد ؛بـــه آن جا میرسم ؛
بــــایـــد وانـــمـود کنمــ کـــه ؛
بــ ــــاز هــمـــ دیــــر رســــیــده أمـــ ــ . . .

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 1:4 توسط ش ی م ا | |

 

روزهای سختی را میگذرانم

وقتی نیستی

همه چیز تنگ میشود

نفسم

دنیایم

دلم

 

 

منگنه : شهادت حضرت زهرا ( س ) تسلیت باد

منگنه : تو یک عشقی به رنگ نفرت ... نه تو نفرتی به رنگ عشق !

منگنه : گاهی دلم میخواد وقتی بغض میکنم خدا از آسمون به زمین بیاد اشکامو پاک کنه و دستم و بگیره و بگه اینجا آدما اذیتت میکنن ؟! 

                         بیا بریم ...

 

 

خاطره : ۱ اس خالی ...   جوج   ...

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 13:5 توسط ش ی م ا | |

 

 

پیشنویس : تسلیت میگم هم استانی های عزیزم بابت زلزله ! ایشالله خدا صبری به بازمانده ها بده ... با چشمای خودم دیدم چطور شهر با خاک یکسان شده ! واقعا صحنه های دلخراشی دیدم . روزها تو این گرما باید بیرون سر کنی شب هم تو تاریکی مطلق ! خدا بزرگه عزیزانم

 

یعنی میشود روزی برسد که بیایی

مرا در آغوش بگیری

بخواهم گله کنم ...

بگویی هیس

همه کابوس ها تمام شد !

 

منگنه : سوزش شلاق هایی که بیدارمان میکند . ... بهتر از نرمی دستانی است که خوابمان میکند !

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1392ساعت 10:25 توسط ش ی م ا | |

 

 

باید تکیه بدهم اما ... !

به شانه ای که اگر خوابم برد

سرم را زمین نگذارد

 

 

منگنه :

واس من کافیه اینکه تو از من خاطره داری

به یادشون که میفتی

واس من وقت میذاری ...

 

 منگنه : بانوی تو اشمب پر از درده !

 

منگنه : معلم به شاگرداش میگه اولین صدایی که بعد از سیل و زلزله میشنوید چیه ؟ شاگرداش : صدای یاس !

چرا بعد از زلزله ای که به زندگی مشترکمون زده شد یاس صداش در نمیاد !

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 10:52 توسط ش ی م ا | |

 

 

همیشه روزهایی هست

که انسان در آن

کسانی را که دوست میداشته است

 بیگانه می یابد

 

 

 

منگنه : نه هر چشم بسته ای خواب است و نه هر چشم بازی بینا

 

 

نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 7:51 توسط ش ی م ا | |

 

گاهی تو حتی ..

لب به سخن نگشوده ای

و من ...

به پایان آنچه خواهی گفت

رسیده ام

                                         جبران خلیل جبران

 

 

 

منگنه : هرگز این فکر که چه خیانتی به من شد از ذهنم بیرون نمیره - زمانیکه من احمقانه به شخصی ایمان داشتم

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392ساعت 20:29 توسط ش ی م ا | |

 

 

حالم همچین خوب نیس !

نمیدونم چمه !

 

منگنه : من یه مرگیم هست !

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 6:31 توسط ش ی م ا | |


نبار باران

عاشقانه اش مکن

من و او هیچگاه ما نشدیم ...



منگنه : پیامبر صادقی است چشمانت !





کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه " حالت چطوره؟ "  ، و تو جواب میدی " خوبم " ، کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه " میدونم خوب نیستی گلم


منگنه : با کسی که بودم آدم با گذشتی بود ! از من هم گذشت .

منگنه : وفا ... عجب فحش بزرگی بوده در این شهر پر از خائن !




نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1392ساعت 9:17 توسط ش ی م ا | |

 

 

دلتنگی مرض عجیبی است !

آدم را

آرام

...

آرام

...

نا آرام میکند

 

 منگنه: بدجور نا آرومم

منگنه : اگر دو نفر را همزمان دوست داشتید حتما نفر دوم را انتخاب کنید

چون اگر نفر اول را دوست داشتید هیچگاه به نفر دومی فکر نمیکردید

 منگنه : فریاد را همه میشنوند  ... سکوتم را اگر فهمیدی هنر کرده ای !

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت 11:3 توسط ش ی م ا | |

 

 

دیر آمدی موسی

دوره اعجازها گذشته است

عصایت را به چارلی چاپلین هدیه کن

که کمی بخندیم ...

                                                شمس لنگرودی

 

منگنه : محرم تن شدن با محرم دل شدن تفاوت دارد

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 13:1 توسط ش ی م ا | |

 

کــــــاش مـخــــــابـــرات

یـــه روز صـبــــح بـهـــت اس ام اس مـیــــداد:

 

مشترک محترم و عزیز ما،

شما قبلا در طول روز فلان شماره رو دویست بار میگرفتی

 

اس ام اس که حرفش رو نزن،

اینقدر زیاد بود که ما حساب کتابش از دستمون در میرفت

حتی بعضی اوقات اس ام اس هاتون اینقدر خوشگل بود

که برا خودمون سیوش میکردیم

حتی یه شب، ( پاییز بود فکر کنم)، اینقدر حرفای خوشگل خوشگل میزدین و ما هم هی گوش میدادیم

که پای تلفن خوابمون برد،

...

 

حالا مشترک محترم و عزیز،

چی شده که این روزا دیگه خبری ازت نیست؟

چیزی شده؟

چرا اون شمارهه رو دیگه نمیگیری؟

یه اس ام اس خالی هم حتی نمیدی

 

منِ مخابرات، اون دوره رو باهاتون زندگی کردم، حقمه که بدونم

 

تو هم اس ام اس بدی بگی:

بیخیال رفیق،

این روزا هم میگذره......

 

منگنه : نگران نباش مخابرات عزیز! یکی دیگه این کارارو انجام میده!!!

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 15:18 توسط ش ی م ا |

 

 

 بزرگترین موفقیت زندگیم این بوده که ...

با چشم های خودم ببینم ..

که چطور فراموشم میکنند !

                                                گابریل گارسیا مارکز

 

 

منگنه : فردا آخرین شب اجرای تئاترمونه ! یه برهه جالبی بود و بگذشت !

بعضی وقتا با خودم فکر میکنم یه زن مرده چقدر میتونه تحمل داشته باشه

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 22:57 توسط ش ی م ا | |

 

 

 آدم ها لالت میکنند

بعد هی میپرسند چرا حرف نمیزنی ؟

این خنده دار ترین نمایشنامه دنیا بود ...

                                                              نیل سایمون

 

 

منگنه : حرف خوبو همیشه آدمای خوب نمیزنن

بعضی وقتا آدما هیچوقت

مثل حرفاشون نمیشن

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1391ساعت 15:57 توسط ش ی م ا | |

 

 

دلـت را بتـکان ...



غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین



بگذار همانجا بماند

فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت ...



دلت را محکم تر اگر بتکانی

تمام کینه هایت هم می ریزد

و تمام آن غم های بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهایت ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

باز هم محکم تر از قبل بتکان

تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!



حالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره است

باید باشد، باید بماند ...



کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس است


بخشش

تکاندی؟

دلت را ببین

چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟



حالا این دل جای " ح "ست

دعوتش کن

این دل مال " ح "ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا



و حالا تو ماندی و یک دل

یک دل و یک قاب تجربه

یک قاب تجربه و مشتی خاطره

مشتی خاطره و یک " ح "...



خـانه تـکانی دلـت مبـارک

 

 

منگنه : جالب است کسی که پارسال برای شما غریبه ای بیش نبود امسال میتواند تمام دنیایتان باشد . وحشتناک است کسی که پارسال همه ی دنیایتان بود امسال میتواند غریبه ای بیش نباشد . شگفت آور است که یکسال چه ها میتواند بکند ...

 

منگنه ۲ :  با اینکه هیچوقت ازم عذر خواهی نشد یعنی هیچوقت طلب بخشش نشد .. یعنی که اصلا قبول نداشت چه کرد با من ولی .... من بخشیدم ... خدایا حلالشون کردم . خوشبخت بشن با هم

 

 

یه نفس راحت !

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 5:14 توسط ش ی م ا | |

 

 

 

وقتی از عشق میگویی ...

از چه میگوییم ؟

..

دروغ گفتن

 برای بعضی ها تفریح است !

 

                                                   ریموند کارور

 

 

 

منگنه :

در مسابقه بين شير و آهو ، بسياري از آهو ها برنده ميشوند
چون شير براي غذا ميدود و آهو براي زندگي
پس
” هدف مهم تر از نياز است “

نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1391ساعت 6:16 توسط ش ی م ا | |

 

 

ایــنـجـــــــا …

دســت هــر کـــس را کــه مـیـگـیــــری بــرای {بـلـنــــد شـــدن}

آمـــاده مــی شــــود بــرای {ســـوار شــــدن} … !

 

منگنه :

یه جایی خوندم باید یه سنگ بندازی تو رابطه ت

تا ببینی چقد عمیقه. هیچی دیگه منم انداختم

یعنی عمق سینک ظرفشویی از عمق رابطه مون بیشتر بود

 

منگنه ۲ : 

 

ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻣﺶ ﺑﺎ ﺷﻌﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻏﻤﮕﯿﻦ

“ﺑﺎﺯ ﻣﻨﻮ ﮐﺎﺷﺘﯽ ﺭﻓﺘﯽ/ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﺭﻓﺘﯽ

ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻢ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻣﻦ/ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﺭﻓﺘﯽ “

ﺑﻨﺪﺭﯼ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﻦ ! 

 

 

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت 14:12 توسط ش ی م ا | |

 

 

آنقدر به مردم دنیا بی اعتماد شده ایم که میترسیم وقتی از خوشحالی میپریم زمین را از زیر پایمان بدزدند

 

 

منگنه : نفرین

 

منگنه ۲ : عزیزم ... معاف شدنت از سربازی رو تبریک میگم ... خیلی خوشحالم ...

خدا خیلی دوستم داره که تو هستی ! 

که اجازه دادی بهت فکر کنم !

که میتونم بهت فکر کنم

 ... عشق اول و آخر من دوستت دارم ...

 

 

 

نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 15:9 توسط ش ی م ا | |

 

 

اشـك هايـم ،

دلتنگـي هايـم ،

دلـخوري هايـم و تـمام حرفـهاي مـن بـماند بـراي بـعد !

تنــها بـه مـن بـگو ،

بـا او چگونـه مــيگذرد كـه بـا مـن نمـيگذشت ؟!؟!؟!

 

 

 

 منگنه : زندگی ادامه داره / حتی اگه تو نباشی / حتی اگه از من و خاطره هامون جدا شی / ... آهنگ سعید مدرس

منگنه : اگه گفتی دلم یهو برای چی تنگ شد الان ؟

 

 

نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 15:3 توسط ش ی م ا | |

 

از یه جایی به بعد . . .
مرض چک کردن موبایلت خوب میشه
حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری
دیگه دلشوره نداری که گوشیتو جا بذاری
یا اس ام اسی بی جواب بمونه

از یه جایی به بعد . . .
دیگه دوس نداری هیچکس رو
به خلوت خودت راه بدی
حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه

از یه جایی به بعد . . .
وقتی کسی بهت می گه دوست دارم
لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری

از یه جایی به بعد . . .
هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ میشه
اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی

از یه جایی به بعد . . .
حرفی واسه گفتن نداری
ساکت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی
و می ری تو لاک خودت

از یه جایی به بعد . . .
از اینکه دوسِت داشته باشن می ترسی
جای دوست داشته شدن ها
توی تن و فکر و قلبت می سوزه

از یه جایی به بعد . . .
فقط یه حس داری حس بی تفاوتی
نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی
و نه از دوست نداشتن ها ناراحت

از یه جایی به بعد . . .
توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم
فقط نگاه می کنی . . .

 

 

منگنه : از یه جایی به بعد دل میبندی به وبلاگت و بس !

 

 

نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 13:24 توسط ش ی م ا | |

 

 

بوی گند خیانت تمام شهر را فرا گرفته...
مردهای چشم چران؛ زنهای خائن؛ پسرهای شهوتی؛ دختران پول پرست...
پس چه شد؟
چیدن یک سیب و این همه تقاص؟!!!
بیچاره آدم...
بیچاره آدمیت...
شاید شیطان حق داشت سجده نکرد...!!!

 

 

منگنه ۱ : اگر زن دیگری مرد شما را دزدید هیچ انتقامی بهتر از آن نیست که بگذارید نگهش دارد .    

                                   " مردان واقعی دزدیده نمیشوند "

 

 

منگنه ۲:   دلم برای پارسال مهر ماه خیلی تنگ شده !

منگنه ۳ : اینقد بدم میاد یکی بیاد بدون آدرس با اسمایی ازقبیل : یه نفر ... یه آشنا ... غریبه آشنا و از این مدلیا  نظر بده ... خب اگه آشنایی معرفی کن

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1391ساعت 14:38 توسط ش ی م ا | |

 

 

من تو را به خلوت خدایی خیال خویش

بهترین بهترین من خطاب میکنم

بهترین بهترین من

....

باز هم من و

تو ...

یک مشت خاطرات درهم و برهم

ح

 

 

منگنه :  بعضیا همون بعضیا بمونن ، بهتره !

 

 

نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1391ساعت 7:28 توسط ش ی م ا | |

 

اگر خواستی بیایی

بیا همان جایی که بودم

همان جایی که رهایم کردی

 

 

منگنه : همه عاشق شدن را بلدند

اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر بمانند

 

 

نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1391ساعت 15:54 توسط ش ی م ا | |

 

 

جا مانده است ...

چیزی .. جایی ..

که هیچگاه دیگر ...

هیچ چیز ..

جایش را پر نخواهد کرد !

                                                 حسین پناهی

 

منگنه : گاهی اشتباهمان در زندگی این است که به برخی آدم ها جایگاهی میبخشیم که هرگز لیاقت آن را ندارند ....

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 14:9 توسط ش ی م ا | |

 

بانوی من اشمب ...

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391ساعت 21:50 توسط ش ی م ا | |

 

سلام

امروز گریزی زدم به بلاگفا گفتم یادی از گذشته کنم

 

مطالب وبلاگم و قبلا کم و بیش دوس داشتم

الان هرچی میخونم میبینم چقد مزخرفه عرق شرم میریزم

یعنی اینقد تو    توهم     بودم ؟!!!!

 

چه حس بدیه ...

 

خجالت کشیدم که

این مزخرفات و تحویل جامعه مجازیمون دادم  

 

 

نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1391ساعت 14:42 توسط ش ی م ا | |

 

 

یه وقتایی حس آخرین بسکوییت بسته ساقه طلایی رو دارم !

 

شکسته و تنها ...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 13:56 توسط ش ی م ا | |

 

 

کی تو زندگی برنده است ؟ ...

 

یکی جواب خیلی خوبی داد : هرکی خودشو بشناسه برندست ...

 

من عرف نفسه فقد عرف ربه

هرکس خودشو بشناسه خدا رو شناخته

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 14:49 توسط ش ی م ا | |

 

 

میتوان

تو را در آغاز

با سنگ های سینه ات

نواخت

تا در پایان راه

بخوانیم شعر زندگی

 

 

منگنه : دو راه ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی  

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 11:28 توسط ش ی م ا | |


آخرين مطالب
» پست آخر
» خیلی باهات حرف زدم ... آیا شنیدی ؟ نه !
» وانمود
» دناه داره
» پلک هم نمیزنم دیگر
» دلم هوای تنت کرده
» چی بگم
» دشمن ما از خود ما هر لحظه بین ما بود ...
» دگرگونم
» m a

Design By : RoozGozar.com